تکلم ابلیس با چندنفر (عمر ابوبکر...)که به امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام  دشنام می دادند

_______________________________


💠شیخ صدوق رحمت الله علیه در کتاب امالی از سلمان فارسی سلام الله علیه نقل کرده است:


✍🏻ابلیس لعنة الله عبورش به چندنفر (عمر ابابکر ...) افتاد که به امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام دشنام می دادند. در مقابل آنها ایستاد ، سئوال کردند کیست ، که پیش روی ما ایستاده است؟

✍🏻گفت:من ابو مرّه ام،گفتند :سخنان ما را شنیدی؟


💠خطاب به آنها گفت : بدا به حال شما مولای خود علی بن ابیطالب علیه السلام  را ناسزا می گوئید؟ گفتند: از کجا می دانستی که او ولـیّ امر ما است؟ گفت:از کلام پیغمبرتان که فرمود:


✍🏻من کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلی مَوْلاهُ، اللهمَّ والِ مَنْ والاهُ و عادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْمَنْ نَصَرَهُ واخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ.

✍🏻هرکس من مولای او هستم پس علی مولای اوست خدایا آن کس که علی بن ابیطالب را دوست دارد دوست بدار، و با دشمن او دشمن باش.


💠سپس به او گفتند:آیا تو از موالیان و شیعیان آن حضرت هستی ؟ گفت : من ولایتش را ندارم و از شیعیان او نیستم ولی او را دوست دارم ، و هر کسی با او دشمنی کند ، من در مال و فرزندش با او شرکت دارم.


✍🏻به او گفتند:آیا حدیثی دربارۀ علی علیه السلام نمیگوئی؟

✍🏻گفت: ای گروه عهد شکنان و ظالمان و خارج شدگان دین گوش کنید تا برایتان بگویم:


💠خدا را در میان طائفه جن ۱۲۰۰۰هزار سال عبادت کردم و وقتی که آنها به هلاکت رسیدند از تنهائی خود به خداوند شکایت کردم مرا به آسمان دنیا بردند در آنجا هم ۱۲۰۰۰ هزار سال در جمع فرشتگان خدا را پرستش کردم ، و در حالی که به تسبیح و تقدیس پروردگار مشغول بودیم ناگهان نــــوری که  تشعشع و  درخشندگی آن زیاد بود از مقابل ما گذشت  فرشتگان همگی برآن نور سجده کردندُ گفتند: سبّوح قدّوس پاک و منزّه است خداوند تبارک و تعالی ، این نور فرشته ای مقرّب یا پیغمبری مرسل است.


✍🏻ندائی آمد که : این نور طینت و سرشت علیّ بن ابیطالب علیه افضل صلاة والسلام است.


📘امالی صدوق صفحه ۴۲۷حدیث ۶ مجلس۵۵

📘بحارالانوار جلد ۳۹ صفحه ۱۶۲ حدیث ۱

📘مدینة المعاجز:۱۲۳/۱حدیث۷۰

📘علل الشرایع صفحه ۱۴۳حدیث ۹ 

📘و...


☡مؤلّف رحمه الله گوید: حدیث ابلیس از احادیث مشهور میان شیعه و سنّى است و ما تحقیق خود را درباره سند و متن ودلالتش بر خلافت در کتاب «دلائل الحقّ» آورده ایم و در آن سیزده قرینه ذکر کرده ایم بر اینکه در آنجا از ولایت معناى خلافت اراده شده و معانى دیگر مقصود نیست.

☡از خدا توفیق چاپ آن کتاب را مسألت دارم و جاى بسى شگفت است که ابلیس با اینکه اصل و اساس فساد و فتنه است انصاف کرده و حدیث و دلالت آن را انکار نکرده ولى بعضى از مخالفین حدیث را و یا دلالت آن را انکار کرده اند، مگر اینکه گفته شود: ابلیس براى آنها مناقب آن حضرت را بیان کرده با اینکه مى دانست آنها از عقیده ی فاسد خود بر نمى گردند تا اینکه حجّت براى آنها کامل تر و عذاب آنها شدیدتر گردد.  

________________________________