شدت عذاب ابلیس و بنیانگذار سقیفه در روز قیامت از زبان سلمان فارسی رضوان الله علیه و تکلم ابلیس با مولانا امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه افضل صلاة والسلام

_______________________________


💠ابان بن ابى عیّاش ازسلیم بن قیس هلالى نقل کرده سَت که گفت: از سلمان فارسى شنیدم که مى گفت:


✍🏻وقتى روزقیامت برپا شود ابلیس را درحالیکه با افسارى آتشین لجام شده مى آورند، 

✍🏻و «زفر»[۱] را در حالی که با دو افسار آتشین لجام شده مى آورند! ابلیس نزد او مى رود [۲] و فریاد مى زند و مى گوید:


💠مادر به عزایت بنشیند[۳] تو که هستى ؟ من کسى هستم که اوّلین و آخرین راگمراه کردم درحالیکه به یک افسار لجام شده‌ام و تو به دو افسار لجام شده اى ! او میگوید من کسى هستم که امرکردم و اطاعت شدم و خداوند امر کردُ عصیان شد! [۴]

______________________________


📘[۱]«زفر» کنایه از عمر است چنانکه دربسیارى از احادیث وارد شده به بحار:ج ۲۲ ص۲۲۳، و ج ۳۷ص۱۱۹ مراجعه شود

📘[۲]ابلیس به او نگاه مى کند.

📘[۳] در بحار: جلد ۸ قدیم ص ۲۹۸ در حدیثى نقل مى کند که خداوند تعالى مى فرماید: عمر را درچنان قعرى از جهنّم بدار بیاویزم که ابلیس از بالا بر او مشرف شود و او را لعنت کند.

📘[۴] منظور این است که ابلیس مردم را وادار می کند که سخن خدا را اطاعت نکنند، ولى عمر بن الخطاب چنان کرد که وقتى خداوند درباره ی مطلبى دستورى داده و او هم در مقابل خدا دستورى داده مردم از خدا سرپیچى کنند وسخن او را انتخاب کنند همانطور که در بدعتهاى عمر که در همین کتاب خواهد آمد مشهود است که اودرمقابل حکم خداوند حکمى جعل میکردُ مردم هم سخن خدا را رها کرده و سخن او را مى پذیرفتند.


☡در اینجا مناسب است حدیثى را که در بحار الانوار:جلد ۸ صفحه ۳۱۵ ح ۹۵ از کتاب اختصاص شیخ مفید نقل کرده بیاوریم:


💠امیر المؤمنین علیه السّلام می فرماید : روزى به سمت بیرون کوفه خارج شدمُ قنبر پیشاپیش من درحرکت بوددر این هنگام ابلیس رو به ما مى آمد. به او گفتم : تو پیر مرد بدى هستى! گفت:یا امیرالمؤمنین، چرا چنین مى گویى؟ به خدا قسم، برایت حدیثى نقل کنم که خودم از خدا عزوجل بدون واسطه شنیدم.


✍🏻آن هنگام که به خاطر گناهم به آسمان چهارم فرود آمدم چنین ندا کردم: اى خداى من و اى آقاى من، گمان نمی کنم مخلوقى شقى تر از من خلق کرده باشى.

✍🏻خداوند به من چنین وحى کرد بلى ، از تو شقى تر خلق کرده ام، نزد مالک (خزانه دار جهنّم) برو تا به تو نشان دهد.


💠نزد مالک رفتم و گفتم : خداوند به تو سلام مى رساند و میفرماید: شقى تر از مرا نشانم ده . مالک مرا به جهنم برد و درطبقه ی بالا را برداشت آتش سیاهى بیرون آمد گمان کردم مرا و مالک را در خود فرو برد.


✍🏻مالک به آتش گفت: آرام باش، و آرام گرفت. 

✍🏻سپس مرا بطبقه ی دوم برد آتشى بیرون آمد که از اولى سیاه تر و گرم تر بود به آن گفت: خاموش باش ، و خاموش شد تا آنکه مرا به طبقه هفتم برد و هر آتشى که از طبقه اى خارج مى شد شدیدتر از طبقه قبل بود.


💠در طبقه ی هفتم آتشى بیرون آمد که ، گمان کردم مرا و مالک را و همه آنچه خداوند عز و جل خلق کرده را در خود فرو برد. دست بر چشمانم گذاردم و گفتم : اى مالک دستور ده تا خاموش شود وگرنه من خاموش مى شوم مالک گفت: تو تا روز معین خاموش نخواهى شد سپس دستور داد وآن آتش خاموش شد.


💠دو مرد را دیدم که بر گردنشان زنجیر هاى آتشین بود و آنان را از بالا آویزان کرده بودند و بالاى سر آنان عده اى با تازیانه هاى آتش آنان را مى زدند. 

پرسیدم: اى مالک ، این دو نفر کیانند؟ گفت: آیا آنچه بر ساق عرش بود نخوانده اى و من قبلا ، یعنى دو هزار سال قبل از آن که خداوند دنیا را خلق کند خوانده بودم.


✍🏻لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، ایّدته و نصرته بعلىّ.

✍🏻یعنى محمد را به على مؤید نموده و یارى کردم. 


💠مالک گفت: این دو نفر ابوبکر بن ابی قحافه و عمر بن خطاب دشمن آنان وظالمین بر ایشان هستند.


📘أسرار آل محمد علیهم السلام/ترجمه ی کتاب سلیم بن قیس صفحه ۲۴۵

📘بحارالانوار  جلد ۸ قدیم صفحه ۲۱۳

📘ثواب الاعمال صفحه ۲۴۸ ح ۹ و صفحه ۲۵۵ ح ۲

📘تفسیر عیّاشى جلد ۲ صفحه ۲۲۳ ح ۹

📘الإختصاص صفحه ۱۰۵

📘مدینة المعاجز: ۱۲۲/۱

📘القطره صفحه ۳۳۰

📘و....


☡امام صادق علیه السلام : هرکس از پیروان و دوستان ما کتاب سلیم بن قیس هلالی رانداشته باشد ، چیزی از مسائل امامت ما نزد او نیست و از وسیله های ما هیچ آگاهی ندارد آن کتاب الفبای شیعه و سری از اسرار آل محمداست.

☡کاتبی که کتابش را به تأیید ۵ امام رساند.

☡البته این کتاب توسط آقایون وحدتی تحریف شده برای دانلودpdfکتاب نسخه اصلی عربی۳ جلدی بدون سانسور و ترجمه فارسی ۱/۳ آن به کانال رجوع کنید


________________________________