در کتاب ریاض الایمان آمده :


که عمر لعنت الله علیه در حال نزع و دم آخر بدرک رفتنش ، شخصی را به خدمت امیرالمومنین علیه السلام قسیم نار و جنت فرستاد که از آن حضرت جهت او حلالی حاصل کند،آن حضرت فرمودند:در مجمع مردم اقرار کند که بعد از حضرت رسول اکرم صل الله علیه وآله،خلیفه و جانشین او منم.
و ابابکر لعین و او به عنوان غصب و عدوان خلافت را تصرف نموده اند تا او را حلال کنم،آن شخص آمده و آنچه از آن حضرت شنیده بود به عمر لعنت الله علیه گفت،عمر ملعون لحظه ای به فکر فرو رفت،بعد از آن گفت:
النار و لا العار
یعنی:آتش دوزخ را بر خود قرار دادم و این عار را بر خود قرار ندهم.

برگفته لن تضلوا انکار که کرد؟
در حکم،به جهل خویش اقرار که کرد؟
در،بر شکم زهرا از قهر که زد؟
اشعار به،النار و لا العار که کرد؟

#بر_عمر_حرامزاده_لعنت
#اللهم_العن_بتریه_سقیفه