حضرت زهرا :: شیعه امام علی علیه السلام

شیعه امام علی علیه السلام

انچه شیعیان برایتی باید بدانند

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حضرت زهرا» ثبت شده است

حضرت محسن علیه السلام

۱۰ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۱۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
سیدامیرحسین اکبری

اللهم العن بتریه سقیفه

صفدی میگوید:

همانا عمر در روز بیعت آنقدر به شکم فاطمه زد تا اینکه محسن را سقط نمود.


الوافی بالوفیات،ج5 ص17


۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدامیرحسین اکبری

محسنیه

۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۵۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدامیرحسین اکبری

...

بسم رب المحسن علیه السلام


مادرجان بازهم شاهد غربت و مظلومیت شما در بین (شیعیان) هستیم ...

مردم ما عزاداری برای هجوم به بیت شما آتش زدن در و جسارت به شما و شهادت غنچه ی نشکفته ی شما و غصب خلافت مولا که در این روز ها اتفاق افتاده را (بدعت!!) میخوانند و خودشان که شادند مارا هم به تحقیر و تمسخر میگیرند که چرا عزاداری بیهوده میکنید!!؟

مادرجان ببخش مارا زمانه به جایی رسیده که عزاداری برای تلخ ترین فاجعه ی روزگار که برای شما اتفاق افتاد بدعت و بیهوده و باعث دین زدگی و افراط و ... شده 

با غیرت این شیعیان چه کرده اند که اینگونه بی تفاوت شده اند و این گونه دلشان سنگ و عمری شده.

آری خوب فهمیدند چگونه و چطور با موسیقی در صداوسیما و ربا های بانکی و داروهایی که بین مردم پخش کردند و ... دین و اعتقادات و غیرت دینی را از مردم بگیرند و خوب گرفتند ، مردم هم خیال میکنند دین دارند اما کافی است اعتقادات خود را با روایات و اعتقادات علمای قدیم مانند مجلسی کبیر و صدوق و کلینی مقایسه کنند ببینند در جامعه چیزی که (نییست) دین است.

بله البته مولوی ازغدی از مولوی عبدالحمید هم سبقت گرفته و بر عقاید شیعه می تازد و تخریب میکند ، طبیعتا عده ای هم طرفدارش هستند و به خاطر طرفداری از او حتی مقام و جایگاه محسن بن علی را هم تخریب میکنند و با بی احترامی از او بیاد میکنند.

 #شهادت_مادرم_زهرا_افسانه_نیست

#محسنیه

#الهجوم_علی_بیت_الفاطمه

#ایام_هجوم_به_بیت_فاطمه_سلام_الله_علیها

۰۹ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۴۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدامیرحسین اکبری

غریبــ مادر حسن....


غریبــ مادر حسن....

#یاس_بے_نشان_علـــــــے


به دل شعله ورم سایه ی دریا افتاد

عاقبت قرعه به نام من تنها افتاد


زهر هم سوخت به حال جگر سوخته ام

شعله شد آب شد و خون شد و از پا افتاد


باز هم خاطره هایم همگی زنده شدند

راه من باز بر آن کوچه ی غم ها افتاد


یادآن کوچه ی باریک همان کوچه ی تنگ

کوچه ای که گذر سنگدل آن جا افتاد


شور می زد دلم  و در دل آن وانفسا

چشم نامرد به ناموس علی تا افتاد


آن چنان زد که ره خانه ی خود گم کردیم

آنچنان که به رخ برگ گلی جا افتاد


مادرم روی زمین بود و پی ام می گردید

من نفس می زدم او از نفس اما افتاد


 پاره های جگرم می چکد از کنج لبم

باز در خانه ی من روضه ی زهرا افتاد


یاد آن کوچه که با مادر خود می رفتم

دیدم آن روز در آن راه چه غوغا افتاد


دست بر شانه ی من دست دگر بر دیوار

مادرم خواست بخیزد ولی از پا افتاد

۰۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
سیدامیرحسین اکبری